تبليغاتX
 
آقای گل جهان _ شهریار فوتبال ایران

 

 

 

تهران / واحد مرکزي خبر /ورزشي 1388/08/13
00:07:35.16
يک باشگاه فوتبال در شيلي که سابقه تاسيس هشتاد ساله و اصالت فلسطيني دارد اسم فلسطين را براي خود برگزيد.
به گزارش شبکه تلويزيوني العربيه اين باشگاه که بالاستينو نام دارد اکنون تصميم گرفت نام فلسطين را براي خود برگزيند،نخستين مهاجران فلسطيني در شيلي که تعداد آنان اکنون به بيش از پانصد هزار نفر مي رسد اين باشگاه را تاسيس کردند،اين باشگاه تاکنون سه بار جام قهرماني باشگاههاي شيلي را بدست آورده است .
فرانچسکو ريورس مدير باشگاه فلسطين يا بالاستينو در اين باره مي گويد اولين مهاجران فلسطيني هشاد سال پيش اين باشگاه را تاسيس کردند و اين باشگاه تاکنون سه بار قهرمان ليگ شيلي شد و چند بار در جام قهرماني باشگاههاي آمريکاي جنوبي به عنوان نماينده شيلي شرکت کرد .
اين باشگاه اکنون با سفر به سرزمينهاي فلسطيني چند بازي تدارکاتي با باشگاه هاي فلسطيني برگزار کرده است و تفاهمنامه اي درباره معاملات سهام اين باشگاه در بورس فلسطين مانند بازار سهام شيلي بين مسؤولان اين باشگاه و مقامات بورس فلسطين امضا شد .

به این عکس خیلی با دقت توجه کنید.

 

يا سلام على ارض بلادي .. ارض الاباء والاجداد .. ارض الانبياء وارض المحشر .. مسرى النبي الكريم .. مسقط رأس المسيح عيسى .. الارض الخضراء .. إنا قادمون بإذن الله لتحريرك وإرجاع أرضنا التي سلبت منابهمة شعبك العظيم *شعب الجبارين* لنرسم الابتسامة على كل طفل وكل مسجد وكل كنيسة .. لنعيد المسجد الأقصى الجريح للمسلمين ولتحرير المهد الحزين

 

+ نوشته شده توسط رسول عظیمی در شانزدهم آبان 1388 و ساعت 12:19 بعد از ظهر |
 

دوستای من سلام

با توجه به پخش مصاحبه 20:30 با سعیده پورآقایی خواستم قسمت پنجم آزیتاقورقورو بنویسم ولی خدائیش اینگده خوابم میاد که نگو و نپرس! آخه دیشب تا صبح بیدار بودم! واسه همین مطالب آزیتاقورقورو فردا مینویسم و الان ۲تا عکس واستون میگذارم که خودش کرکر خندس

نمی دونم این سبزها مردومو خنگ فرض کردن! هرچگده هم که ضایع میشن دست بردار نیستن! صدا و سیما کم بود حالا خودشون دست به کار شدن تا خودشونو ضایع کنن! از رو هم نمیرن! بلانسبت سنگ پای قزوین ، البته با عرض معذرت خواهی از سنگ پای قزوین

 

 

ماجرا از این قراره:

مقایسه همه تصاویر روز قدس و از جمله تصویری که روزنامه اعتماد در سایتش منتشر کرد در همان نگاه اول مشخص می کرد که تصویر اول این روزنامه کاملا دستکاری شده است؛ عکس روزنامه حتی با عکس سایت روزنامه اعتماد هم تفاوت های مشهودی داشت.

در ادامه هر دو تصویر روزنامه اعتماد آورده شده است.

تصویر اول مربوط به سایت روزنامه اعتماد است و تصویر دوم متعلق به روزنامه اعتماد است که از نسخه PDF روزنامه آورده شده؛ قسمت‌های نشان داده شده در عکس اول در عکس دوم وجود ندارد! 
                                                                                             
 

 



اما مقایسه قسمتهای مختلف عکس صفحه اول این روزنامه هم مشخص می کند که عکس صفحه اول روزنامه اعتماد و همچنین سایت آن نه یک عکس بلکه مجموع دو یا چند عکس می‌باشد که در هم ادغام شده است.

 

 این یک قسمت از این مطلب جالب بود که من آوردمش

خداییش آخرشه!بچه ها حتما برید اصل مطلبو توی ایران حامی یا جهان نیوز بخونید منبع (لینک)

+ نوشته شده توسط رسول عظیمی در نهم آبان 1388 و ساعت 11:44 قبل از ظهر |

بچه ها سلام

نماز روزه هاتون قبول

عید فطر هم مبارک باشه ، منوهم دعا کنیدا !!!

یه چند روزی به نت دسترسی نداشتم ، بابام میگه تو به نت معتاد شدی ولی من توی این یه هفته نه سرم درد گرفت ، نه بدنم به رعشه افتاد ، نه به کسی التماس کردم که توروخدا یه خورده برم توی نت!!!

خلاصه اینی که با افتخار به بابا و مامان گفتم دیدید من پاکه پاکم!!! حالا هی بگید معتاد به نت شدی!!!

بچه ها شما افتخار اینو دارید که وبلاگ یک آدم پاکو میخونید!!! پس با صدای بلند میگم:

من هدهد هستم ، یک هفته است که پاکم

 

 

 

به یاد آقای سبزپوشی که برای اداره کشور یه خط برنامه نداشت

=================

آورده اند که در یکی از سخنرانی های آقای سبزپوش ایشون برای جلب رضایت خانومای حاضر در جلسه قول داده که :

 من برای خانومای چیز شهرک غرب و برای دخترهاش استخر سرپوشیده می سازم!!!

ولی یهو میبینه که پسرها اعتراض کردند که پس ما چی ؟ آقای سبزپوش شال سبزشو تکون میده و چون جوابی نیومد براش  دراومده گفته:

برای شما هم یه سوراخ کوچیک درست میکنم تا بتونید دخترها را ببینید!!!

در این لحظه حاضرین جلسه هم حسابی سوتو کف میزنن و نمادهای سبزشونو تکون میدن و راضی از برنامه های آقای سبزپوش جلسه رو ترک میکنن!!!

 

 

In this Saturday, May 30 2009 photo, Zahra Rahnavard, right, the wife of Iranian opposition leader Mir Hossein Mousavi, seated at left, waves to the supporters in an electoral campaign in Tehran, Iran. Rahnavard said Thursday that her brother is among the hundreds arrested in Iran's post-election crackdown, and she warned authorities not to publish any

 

بچه ها یادتونه که آقای میر حسین به احمدی نژاد میتوپید که تو عکس زن چیز منو آوردی جلوی خودم چیز میکنی؟

یادتونه که طرفداراش چقدر دم از غیرت میزدنو و میگفتن مردونگی نیست که گروکشی ناموسی کنی و عکس ناموس مردومو نشون بدی؟

همه این قشقرق بازی ها به خاطر یه عکس سیاه سفید ۴*۳ اونم از شونصد متری!!! بود!

خیلی عکس از خانمی که خیلی علاقه داری با BBC مصاحبه کنه و استدلالهای عجیب و غریب از قبیل داماد لرستان ارائه کنه ، توی نت پخش شده ، میخواستم به آقای باغیرت بگم: چیز جون دم خروسو باور کنیم یا قسم حضرت عباس(ع) رو ، آقای چیز شما که دهن مردمو به خاطر اون عکس ۴*۳ سرویس کردی چرا از سایتهای طرفدار خودت بابت انتشار عکسهای خانومت انتقاد نمیکنی؟ آقای چیز نکنه که بحث غیرت و ناموس هم بهانه ای بوده برای غربتی بازی های تبلیغاتی؟

خدا آخر و عاقبت هممونو به خیر کنه (الهی آمین)

+ نوشته شده توسط رسول عظیمی در نهم آبان 1388 و ساعت 11:44 قبل از ظهر |
 

در خبرها آمده است که .... (لینک خبر)

سه جیب‌بر سابقه‌دار که با همدستی یکدیگر مرتکب چندین فقره کلاهبرداری شده بودند، دوباره دستگیر شدند.متهمان در تحقیقات اولیه منکر جیب‌بری بودند و حتی اظهار می‌داشتند که همدیگر را نمی‌شناسند، اما مواجهه حضوری با شاکیان سبب شد که لب به اعتراف گشوده و پس از اقرار به بزه انتسابی به 13 فقره جیب بری و سه فقره کلاهبرداری معترف شوند.(لینک خبر)

این عکس نمایشی می باشد!

 

توجه: آقا یادتون باشه من گفتم عکسها نمایشی می باشداااااااا!!! آخه یه چند وقتی بود عکس این سه نفرو ندیده بودم گفتم عکس سه تاشونو بزنم توی وبلاگم بلکه یه خورده دلمون وا بشه!

+ نوشته شده توسط رسول عظیمی در نهم آبان 1388 و ساعت 11:26 قبل از ظهر |
 

 

 

 

+ نوشته شده توسط رسول عظیمی در نهم آبان 1388 و ساعت 11:25 قبل از ظهر |
 

آقا ما هی گفتیم خطرناکه!!! الا و بلا عکسشو بزنیم تا باورتون بشه؟

 

+ نوشته شده توسط رسول عظیمی در نهم آبان 1388 و ساعت 11:24 قبل از ظهر |

دکتر شریعتی:

زنی که زیبایی اندیشه نداشته باشد، زیبایی بدنش را به نمایش می گذارد.

http://i41.tinypic.com/2yxqkw1.jpg

آزادی اندیشه، با شال سبز نمی شه!

پرده اول : مهر 87 کلاس ادبیات فارسی ، در کنار دختری نشسته بودم نه خیلی آنچنانی و نه مذهبی . نا خود آگاه چشمم افتاد به برگه پرینت (انتخاب واحد ) توی دستش  . بالای اون نوشته شده بود : ف سادات فقهی ... .

با حالت ذوق زده گفتم : چه جالب تو سیدی ؟

با کمی مکث و حالتی عجیب گفت : آره ، اما ...

اومدن استاد ادبیات مانع از ادامه بحثمون شد . توی زمان آنتراکت رو کرد به من و پرسید : تو به سید بودن اعتقاد داری ؟؟

من : خب معلومه . ما به خاطر جدشون بهشون احترام ویژه میذاریم . مگه خودت نداری ؟

ف : نه ... . میدونی من برام مهم نیست که سیدم . اصولا به خیلی چیزا اعتقاد ندارم .

...

...

با حالتی این حرف میزد که گویی از اینکه در کنار اسمش کلمه سادات اومده خجالت میکشه و به اینکه اعتقاد به خیلی چیزها نداره مباهات میکنه .

 

پرده دوم : بهمن 87 در حال برگشت ازامتحانات دانشگاه . من و یکی از دوستام در رابطه با امام خمینی ، نورانیتش ، نگاه و کلام نافذش صحبت میکردیم . ف ناظر حرف های ما بود . با حالتی تمسخر آمیز ... و پوزخند میزد .

من : چیه ؟ نکنه به این یکی هم اعتقادی نداری ؟

ف : آره اعتقاد ندارم . مثلا چرا باید اعتقاد داشته باشم ؟

من : چون حداقلش اینه که یه رهبر جهانیه . رهبری که حتی خیلی غیر ایرانی ها و غیر مسلمون ها میپرستنش .

ف : من اصلا ازش خوشم نمیاد . من ( چ ) رو دوست دارم !! ( معمولا اونایی که میخوان ادای روشنفکر ها رو در بیارن به چگوارا میگن چ )

...

...


پرده سوم : اسفند 87 در مسیر دانشگاه .

ف با افتخار و تیریپ روشنفکری : میدونی من دختر عموم تحقیق کرده به این نتیجه رسیده که زردشتی بشه .

من : تو چی ، تو نمیخوای زردشتی بشه ؟

ف : آم ... . مدونی ؟؟ من هنوز دینمو انتخاب نکردم به اسلامم اعتقادی ندارم .

من : زندگی ادواردو آنیلی رو شنیدی ؟؟

...

...

ف : سرمو خوردی امروز .

 

پرده چهارم : یکی دو هفته مانده به انتخابات 88 ، سالن دانشگاه .

ف رو به من و دوستم : شما دو تا لابد میخواید به احمدی نژاد رای بدید .

من و دوستم : صد در صد . شک نکن .

ف : واقعا متاسفم .

من : چرا مگه احمدی نژاد چی کار کرده ؟؟

ف : دروغ گفته .

من : چه دروغی گفته ؟

ف : خیلی دروغا .

من : دوتاشو بگو .

ف : نمیدونم به هر حال من ازش خوشم نمیاد .

من : حالا چرا میخوای به موسوی رای بدی ؟ به خاطر کدوم برنامش ؟ چون همتون میدونید که برنامه خاصی نداده و فقط داره تخریب میکنه .

ف : من نمیدونم . ولی من به موسوی رای میدم دلایل خاص خودمم دارم .

من : خب دلیلاتو بگو ما هم بشنویم .

ف : ما کلا خانوادمون تا حالا به هاشمی و خاتمی رای دادن حالا هم میخوایم به موسوی رای بدیم.

من : دلیل محکم و قاطعی بود !!

 

پرده پنجم : 14 خرداد 88 فردای مناظره دکتر و موسوی .

ف پیامکی با این مضمون فرستاد ک دست مریزاد سید !! چه زیبا تفاوت میان وقاحت عمرو عاص و حیای علی رو به تصویر کشیدی .

پیامک من : اولا که شما به سید بودن اعتقادی نداشتی . ثانیا که چرا دکتر وقاحت کرده ؟؟ چون علی وار دست دزد های مملکت رو با شجاعت تمام رو کرد ؟

ف جوابی برای سوال اولم نداشت : من سیدم ،  مقامم پیش خدا از تو بیشتره در ضمن اون به رئیس تشخیص مصلحت توهین کرد . یکی از ارکان نظام و نظام رو به خطر انداخت  . میر ما نخست وزیر امام بوده ، خانواده امام هم از میر حسین حمایت کردن .

من : شما که گفته بودی به اسلام هم اعتقادی نداری ولی حالا که عابد و مسلمانا شدی باید خدمتت عرض کنم نص صریح قرآن اینه : ان اکرمکم عند الله اتقیکم . یادته وقتی ما از امام حرف میزدیم بهمون نیشخند میزدی ؟ حالا امروز برای چه هدفی اسم مقدس امام ما و عشق ما شده ملعبه دستای شماهایی که تا دیروز مسخرش میکردید ؟؟

پرده آخر : چند تا پیامک دیگه هم از طرفش اومد . همرو نخونده پاک کردم . پی بردم به ذات این جماعت (...) صفت صد رنگ . جماعتی که حالا فقط برای رسیدن به اهدافشون ، سبز شدن  .جماعتی که دیروز حتی با الفبای اسلام هم بیگانه بودند امروز با آدامس های توی دهان و کفش هایی که پاشونه  و وضو نگرفته ، سبز میپوشن و توی صف های نماز جمعه دولا و راست میشن . اونها میرن چون اسرائیل از اونها خواسته توی صفوف نماز جمعه روز قدس فریاد بزنن : نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران .... .

 

این پست زیبا نوشته دوست خوب، انقلاب سوم است.

+ نوشته شده توسط رسول عظیمی در نهم آبان 1388 و ساعت 11:14 قبل از ظهر |
ذكر فضائل امير المؤمنين از طرف عمرو عاص
 
به معاويه گفتند: كه عمرو عاص با هوش‏ترين عرب است و اگر مى‏خواهى به حكومت‏برسى و
قتال تو با على بن ابى طالب سر و صورتى گيرد از عمرو عاص بى‏نياز نخواهى بود، بنابر اين‏معاويه نامه‏اى به عمرو عاص نوشت و او را به يارى خود براى پيكار با امير المؤمنين دعوت كرد،

عمرو عاص در جواب او نوشت:

اما بعد فانى قرات كتابك و فهمته.فاما ما دعوتنى اليه من خلع ربقة الاسلام من عنقى و التهون معك فى الضلالة و اعانتى اياك على الباطل و اختراط السيف فى وجه امير المؤمنين على بن ابيطالب فهو اخو رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم و وليه و وصيه و وارثه و قاضى دينه و منجز وعده و صهره على ابنته سيدة نساء العالمين و ابو السبطين الحسن و الحسين سيدى شباب اهل الجنة.

و اما قولك انك خليفة عثمان فقد عزلت‏بموته و زالت‏خلافتك و اما قولك ان امير المؤمنين اشلى الصحابة على قتل عثمان فهو كذب و زور و غواية.ويحك يا معاوية اما علمت ان ابا الحسن بذل نفسه لله تعالى و بات على فراش رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم، و قال فيه: من كنت مولاه فعلى مولاه؟ فكتابك لا يخدع ذا عقل و لا ذا دين، و السلام.

«اما بعد من نامه تو را خواندم و از مضمون آن آگاهى يافتم.اما آنچه مرا بدان دعوت كردى از انداختن ذمه اسلام را از گردن خودم، و با تو به ضلالت و پستى ملحق شدن و يارى نمودن تو را بر باطل و شمشير كشيدن در روى امير المؤمنين على بن ابى طالب، پس او برادر رسول خدا و ولى او و وصى او و وارث او و ادا كننده دين او و وفا كننده وعده او و داماد و شوهر دختر او سيده زنان عالميان، و پدر دو سبط او حسن و حسين دو سيد جوانان اهل بهشت است.

و اما اينكه گفتى كه: من خليفه عثمانم، به مرگ عثمان از حكومت معزول شدى و ديگر تو را در شام خلافتى نيست.

و اما اينكه گفتى: امير المؤمنين صحابه رسول خدا را بر كشتن عثمان برانگيخت، اين گفتارى است دروغ و باطل و براى اغواء نمودن مردم جاهل دستاويز نموده‏اى.

واى بر تو اى معاويه آيا نمى‏دانى كه حضرت ابو الحسن جان خود را در راه خدا بذل نمود و شب در بستر رسول خدا خوابيد و تا به صبح در آنجا بيتوته نمود و رسول خدا درباره او گفت: «كسى كه من ولى و صاحب اختيار او هستم على ولى و صاحب اختيار اوست‏»؟! اين نامه‏اى كه تو نوشته‏اى صاحب عقل و دين را نمى‏تواند بفريبد، و السلام‏».چون نامه عمرو عاص به معاويه رسيد، عتبة بن ابى سفيان به او گفت كه: مايوس نباش و او را به حكومت و ولايت وعده بده و در سلطنت‏شريك گردان.لذا در نامه ديگرى كه به او نوشت و منشور حكومت مصر را ضميمه نمود، چون عمرو عاص خود را حاكم مصر ديد قلبش به معاويه گرائيد و براى كارزار با على بن ابى طالب به شام كوچ كرد.
------------------------------------------------------------------------------------------------------
منابع :
1)«تذكره‏» سبط ابن جوزى ص 49- 50
2) «امام شناسي » علامه سيد محمد حسين حسيني طهراني (كتاب مذكور در اين سايت موجود است)
+ نوشته شده توسط رسول عظیمی در هشتم آبان 1388 و ساعت 4:53 بعد از ظهر |
سلام به همه دوستان گلم

شهادت آقا امام جعقر صادق رو تسلیت می گم

این روزها یه حال خوبی دارم         انگار روی هوام

آخه دو نفر رو که خیلی دوستشون دارم بعد از ۱۲ - ۱۳ سال پیداشون کردم

و فهمیدم که هر دوشون توی کارشون حرفی برای گفتن دارند

یکیشون مربی سرود دوران راهنماییمون در کانون ابوذر تهران آقای صمد جلالیان و دیگری آقای محمد فرشته نژاد که هر موقع وضو می گیرم یادش می افتم

آقا صمد توی مرکز موسیقی صدا و سیما کار می کنه

آقای فرشته نژاد هم آهنگسازی برای چند تا فیلم رو انجام داده یکیشون فیلم دل شکسته است که نمی دونم چرا اکران نشد فیلم به این قشنگی

اصلا توی ایران فیلمی که مفهوم داشته باشه به اکران نمی رسه ولش کن ..

امروز هم فهمیدم که آقا صمد وبلاگ داره و چند تا از کاراشو اونجا گذاشته چهره اش بعد از ۱۳ سال همونطوری مونده

مثل بچه ها پاک و دوست داشتنی     صمد جلالیان

این آدرس وبلاگشه  jalalian.persiangig.com 

نمی دونم آقا فرشته چه شکلی شده

لحظه شماری می کنم برای دیدنشون

خدایا شکرت

+ نوشته شده توسط رسول عظیمی در بیست و دوم مهر 1388 و ساعت 6:25 بعد از ظهر |
تا به حال نام يوم الهدم را شنيده ايد ؟
 تا به حال نام يوم الهدم را شنيده ايد ؟
 
 يوم الهدم يعني روز ويران کردن ...

در هشتم شوال سال 1344 هجري قمري پس از اشغال مکه ، وهابيان به سرکردگي عبدالعزيزبن سعود روي به مدينه آوردند و پس از محاصره و جنگ با مدافعان شهر ، سرانجام آن را اشغال نموده ، مأمورين عثماني را بيرون کردند و به تخريب قبور ائمه بقيع و ديگر قبور هم چنين قبر ابراهيم فرزند پيامبر اکرم – صلي الله عليه و آله و سلم – قبور زنان آن حضرت ، قبر ام البنين مادر حضرت اباالفضل العباس – عليه السلام – و قبر عبدالله پدر پيامبر و اسماعيل فرزند امام صادق – عليه السلام –  و بسياري قبور ديگرپرداختند . ضريح فولادي ائمه بقيع را که در اصفهان ساخته شده بود و روي قبور حضرات معصومين امام مجتبي ، امام سجاد ، امام باقر و امام صادق – عليهم السلام – قرار داشت را از جا در آورده ، بردند . اما اين اولين حمله آنان به مدينه نبود . آنان در سال 1221 هجري نيز يک بار ديگر به مدينه هجوم برده ، پس از يک سال و نيم محاصره توانسته بودند آن شهر را تصزف کنند و پس از تصرف اقدام به غارت اشياي گرانبهاي حرم پيامبر – صلي الله عليه و آله و سلم – و تخريب و غارت قبرستان بقيع نمودند .

طبق نقل تاريخي آن ها در اين حمله چهر صندوق مملو از جواهرات مرصع به الماس و ياقوت گرانبها و حدود يکصد قبضه شمشير با غلاف هاي مطلا به طلاي خالص و تزيين شده به الماس و ياقوت و ... به يغما بردند . و اين نيز نخستين حمله آنان به مقدسات اسلامي نبود . صلاح الدين مختار نويسنده و مورخ وهابي در کتاب "تاريخ امملکه العربيه السعوديه کما عرفت" بخشي از افتخارات وهابيت در حمله به کربلاي معلي را چينن شرح مي دهد : در سال 1216 اميرسعود در رأس نيروهاي بسياري از مردم نجد و حبوب و حجاز و تهامه و نواحي ديگر به قصد عراق حرکت نمود و در ماه ذي القعده به شهر کربلا رسيد و آن را محاصره کرد . سپاه مذکور باروي شهر را خراب کردند و به زور وارد شهر شدند . بيشترمردم را در کوچه و بازار و خانه ها به قتل رسانيدند و نزديک ظهر با اموال و غنائم فراوان از شهر خارج شدند ، سپس در محلي به نام ابيض گرد آمدند . خمس اموالرا خود سعود برداشت و بقيه را به هر پياده يک سهم و به هر سوار دو سهم قسمت کرد .(چون به نظر آنها جنگ با کفار بود)

عثمان بن بشر از ديگر مورخان وهابي درباره حمله به كربلا چنين مي نويسد: "… گنبد روي قبر (يعني قبر امام حسين عليه السلام) را ويران ساختند و صندوق روي قبر را كه زمرد و ياقوت و جواهرات ديگر در آن نشانده بودند، برگرفتند و آنچه در شهر از مال و سلاح و لباس و فرش و طلا و نقره و قرآن هاي نفيس و جز آن‌ها يافتند، غارت كردند و نزديك ظهر از شهر بيرون رفتند در حالي كه قريب به 2000 تن از اهالي كربلا را كشته بودند."
 
جالب اين جاست كه مورخ مزبور نام كتاب خود را "عنوان المجد في تاريخ نجد" گذاشته و از اين وقايع به عنوان نشانه‌هاي مجد و شكوه و عظكت وهابيت ياد كرده است!

اما اين فقط شيعيان و اماكن مقدسه آن‌ها نبودند كه وهابيان آثار مجد و شكوه خود را در آن به نمايش گذاشته‌اند، مكه مكرمه و طائف نيز از حملات آنان در امام نماند. "جميل صدقي زهاوي" در خصوص فتح طائف مي نويسد: "طفل شيرخواره را بر روي سينه مادرس سر بريدند، جمعي را كه مشغول فراگيري قرآن بودند كشتند، چون در خانه‌ها كسي باقي نماند، به دكان‌ها و مساجد رفتند و هر كس بود، حتي گروهي را كه در حال ركوع و سجود بودند، كشتند. كتاب‌ها را كه در ميان آن‌ها تعدادي مصحف شريف و نسخه‌هايي از صحيح بخاري و مسلم و ديگر كتب فقه و حديث بود، در كوچه و بازارافكندند و آنها را پيمال كردند."

سرزدن اين قبيل امور از پيروان محمد بن عبدالوهاب شگفت نيست! تابعان كسي كه همه مسلمانان را كافر و مشرك مي دانست و مكه و مدينه را قبل از آنكه به دست وهابيان بيافتد، دارالحرب و دارالكفر!مي دانست. در كتاب "الدررالسنيه" مي خوانيم:

"وي - محمد بن عبدالوهاب – از صلوات بر پيامبر صلي الله عليه و اله نهي مي‌كرد و از شنيدن آن ناراحت مي‌شد. صلوات فرستنده را اذيت مي‌كرد و به سخت‌ترين وجه مجازات مي نمود.

 
حتي او دستور داد مرد نابيناي متديني را كه مؤذن بود و صوت خوشي داشت، چون به حرف او گوش نداده، بر پيامبر صلوات فرستاده بود، به قتل رسانند. بسياري از كتب مربوط به صلوات بر پيامبر صلي الله عليه و آله را به آتش كشيد و به هريك از پيروانش اجازه مي داد قرآن را مطابق فهم خود تفسير كند."
 
محمد بن عبدالوهاب به نوبه‌ي خود در اعتقادات پيرو"ابن تيميه حنبلي" است، كه در قرن هشتم هجري مي‌زيسته است، از ابن تيميه عقايد جالبي نقل شده است. از جمله اينكه او خدا را جسم مي‌دانست! براي ذات مقدس خداوند دست و پا و چشم و زبان و دهان قائل بود! ابن بطوطه جهانگرد معروف در سفرنامه‌ي حود مي گويد: "ابن تيميه را بر منبر مسجد جامع دمشق ديدم كه مردم را موعظه مي‌كرد و مي‌گفت: خداوند به آسمان دنيا مي‌آيد، همان گونه كه من اكنون فرود مي‌آيم! سپس يك پله از منبر پائين مي‌آمد!"

عقايد او آنچنان سخيف و بي‌مقدار بود كه خود اهل سنت وي را به زندان افكندند و در رد او كتب متعددي را به رشته تحرير درآوردند.

اين قطره‌اي كوچك از مرداب اعتقادات و عملكرد وهابيان در طول اين ساليان است. در طول اين دوران دانشمندان زيادي چه شيعه و چه سني به نقد عقايد وهابيت دست زده‌اند و به شبهات گوناگون آنان پاسخ داده‌اند. يكي از شبهات آنان مسأله‌ي بناء بر قبور است. آن‌ها ساختن بنا اعم از مسجد يا غير آن را بر قبر حرام  مي‌دانند. در اين نوشتار سعي مي كنيم پاسخي مناسب به شبهه‌ي مذكور بدهيم. نخست آنكه: اين شبهه‌ي آنان را صريح آيه‌ي 21 سوره كهف دفع مي‌نمايد، كه در خصوص ماجراي اصحاب كهف از قول مومناني كه مي‌خواستند ياد اصحاب كهف را گرامي دارند مي فرمايد: لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِم مَّسْجِدًا (بي ترديد بر روي قبور آنان مسجدي بنا مي كنيم) دوم آنكه: هنگام ظهور اسلام و در دوران فتوحان اسلامي بناهايي بر قبور انبياء گذشته وجود داشت. از جمله مي‌توان به قبر حضرت داوود و حضرت موسي در بيت المقدس اشاره نمود. جالب اينجاست كه خليفه دوم كه طبق نظر اين آقايان از صحابه است و معصوم، خود براي انعقاد پيمان صلح به بيت المقدس رفت و پس از تسلط بر آن شهر، اقدامي در راستاي از بين بردن اين قبور به عمل نياورد…

اما به راستي قومي كه در تاريخ نه چندان طولاني خود، چنان كه از زبان مورخين خودشان شنيديم قرآن‌ها را در خيابان‌ها لگد مال ساختند و در قتل عام پيروان علي عليه السلام و ساير خلفا فرقي نگذاشتند و مجد خود را در غارت و قتل جستجو مي كردند، شايستگي اين را دارند كه مخاطب يك استدلال قرآني و يا حتي تاريخي قرار گيرند؟!
 
 
+ نوشته شده توسط رسول عظیمی در دوازدهم مهر 1388 و ساعت 5:39 بعد از ظهر |
Locations of visitors to this page

Visitor Map
Create your own visitor map!